سازمان فضائی – کالبدی…………………………………………………………………………………. 132
سازمان عملکردی…………………………………………………………………………………………. 133
سازمان حرکتی…………………………………………………………………………………………….. 136
گام سوم : طراحی و ارائه
ارائه مدارک فنی…………………………………………………………………………………………… 140
منابع
گام اول : معرفی طرح نهایی
Paper
عنوان پروژه
طراحی مهد کودک
ضرورت مطالعه و طراحی ( کمی و کیفی ) :
ضرورت کمی: براساس آمار سرشماری سال 85 مشهد دارای 2427316 نفر جمعیت است
که از این مقدار جمعیت 1274798 نفر آن در رده سنی 3 تا 29 سال هستند، یعنی
195183 نفر ازاین جمعیت را کودکان تشکیل میدهند.
ضرورت کیفی: جهت آمادگی کودکان 3 تا6 سال برای ورود به عرصه جامعه و نحوه
ارتباط با عوامل و رویدادهای آن در سنین بالاتر بهتر است آموزش آنها در
مکانی که از کودکی برای آموزش و نگهداری در آن قرار میگیرند که همان
مهدکودک میباشد، آغاز شود.
به عبارتی دیگر در طراحی مهدکودک با رویکرد اجتماعی سعی میشود که کودک
ارتباط قوی تری با جامعه برقرار سازد و آموزش خود را در این بستر تکامل
بخشد.
تعیین اهداف و برنامه کلی پروژه :ایجاد مکانی در بستر اجتماع برای ایجاد ارتباط نزدیکتری بین کودک و جامعه
طراحی مکانی برای آموزش و پرورش کودک
منابع و مراجع ( به ترتیب اعتبار علمی ) :
منابع دانشگاهی
چگونه کودکان و نوجوانان را به مطالعه علاقهمند کنیم/ ماشاءا… کاربخش
راوی/ سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی/ انتشارات مدرسه/ چاپ اول- تهران
1378
آموزش قلبها و اندیشهها (در مراکز پیشدبستانی و ابتدایی ژاپنیها/
دکتر کاترین لوئیس/ مرکز انتشارات دانشگاه کمبریج/ حسین افشینمنش-
شیدهایلبیگی طاهری/ سازوکار/ چاپ دوم 2-1381
روانشناسی کودک/ لسترکراد- آلیسکراد/ مشفق همدانی/ دانشگاه امیرکبیر/ 1359
منابع دولتی
فضاهای آموزشی از دیدگاه روانشناسی محیط/ دکتر شهرناز مرتضوی/ سازمان نوسازی مدارس کشور/ 1376
راهنمای تدریس معلمان تربیت بدنی در دبستان/ شمسی نیلگون/ مدرسه1353
برنامه آموزش و پرورش در دوره پیش دبستان/ ترجمۀ دکتر فرخنده مفیدی/ سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)
نویفرت، اطلاعات معماری
منابع خصوصی
روانشناسی کودک/ ژانپیاژه و یاربل اینهلدر/ دکتر زینت توفیق/ نشر نی/ چاپ ششم 1369
روانشناسی بازی/ دکتر سیامک رضا مهجور/ ساسان/ چاپ ششم 1378
معماری برای کودکان/ والتر کرونر/ دکتر احمد خوشنویس- مهندس المیرا امیر رحیمی 1374
گام دوم : مطالعه و تحلیل اطلاعات
مرحله اول – مطالعات پایه- زمینه:
الف – مطالعات پایه فصل اول:تعریف کودک
بخش اول:روانشناسی کودک
روانشناسی رشد
– تعریف روانشناسی رشد
مطالعه تغییرات و تحولاتی که از آغاز تشکیل نطفه انسان تا دوران پیری همراه
با افزایش سن در او به وجود میآید، روانشناسی رشد گفته میشود حوزه
تغییرات و تحولات مورد بررسی این رشته به موضوعاتی چون مهارتهای حرکتی،
رفتار اجتماعی، ساختهای شناختی و شخصیت مربوط میشود. این رشته، دگرگون
شدن متغیرهای روانی را در جریان رشد زیستی و تأثیرات محیط و تجربه را مشخص
میسازد و چگونگی شکلگیری و از بین رفتن آنها را در جریان زندگی توضیح
میدهد. روانشناسی رشد به تمام مراحل زندگی انسان مربوط میشود ولی
بیشترین توجه به آن دوره کودکی و نوجوانی است.
کودک با فراگیری زبان و رشد فکر و به دست آوردن تجربههای عاطفی و روانی
توانایی سازگاری با محیط را پیدا میکند و تعادل روانی مییابد و در عین
حال قادر میشود تا برخوردهای اجتماعی لازم برای زندگی در خانواده و یا
دیگران را یاد بگیرد و شخصیت اختصاصی خویش را بسازد. روانشناسی رشد، علمی
است که جریان تحولات و تغییرات جسمی، ذهنی، عاطفی و عملکرد اجتماعی فرد را
در طول عمر از لحظه انعقاد نقطه تا هنگام مرگ مطالعه میکند.
عبارت دیگر، علوم کاربردی نظریه خاصی ارائه نمیکند، بلکه بیشتر به آزمودن
نظریههای مختلف میپردازد تا به طور عملی و متناسب با اوضاع و احوال
اجتماعی یکی را برگزیند. بنابراین روانشناسی رشد از این جهت که در جهت کشف
نظریههایی برای رشد ذهنی، عاطفی و اجتماعی کودک میکوشد یک علم بنیادی
است و از آنجایی که سعی دارد این یافتههای علمی را به طور عملی در زندگی
کودک وارد کند یک علم کاربردی است که همه مربیان و معلمان در دورههای
مختلف زندگی به آن نیازمندند.
بخش دوم: نظریههای رشد
نظریههای پیاژه درباره رشد (مفاهیم اصلی)
اساسیترین مسألهای که وی مطرح کرده و به آن پاسخ گفته این است که:
«شناخت آدمی از دنیایی که در آن متولد میشود و در آن زندگی میکند چگونه
حاصل میشود؟» روشی که پیاژه برای پاسخگویی به این سؤال انتخاب کرد این بود
که قدم به قدم و با دقت بسیار، تحولات رشد شناختی کودک را از اولین حرکات
انعکاسی نوازد تا تفکر منطقی و انتزاعی دوره بزرگسالی بررسی و دنبال کرد.
او سعی میکرد در مطالعات خود با استفاده از روش بالینی به این سؤال پاسخ
گوید که روش طبیعی کودک برای فکر کردن چیست؟ به عنوان مثال: وقتی دختر او
به نام ژاکلین بین سنین دو و شش ماهگی بود، پیاژه به طور گام به گام سعی
میکرد رشد توانایی نوازد را در تعقیب دستانش با چشم (هماهنگی بین دیدن و
گرفتن) مورد مشاهده قرار دهد.
او این مسأله را به دقت تماشا میکرد و هر مرحله که نوزاد در آن متوقف
میشد ثبت میکرد. او بدون هیچگونه دخالتی به کودک اجازه میداد تا رشد
طبیعی خودش را داشته باشد. به تدریج که کودکان بزرگتر میشدند، پیاژه وارسی
دقیق بالینی خود را درباره چگونگی تفکر آنها از راه صحبت کردن و زبان
دنبال میکرد و از آنها پی در پی سؤال میکرد تا چگونگی تفکر او را
دریابد. سؤالهایی از این قبیل: «چرا قایقها روی آب میایستند؟»، «خورشید
از کجا بیرون میآید؟» «دلیل جزر و مد دریا چیست؟» او هر جواب کودک را
آنقدر دنبال میکرد تا فکر و مفهومی را که کودک درک کرده است دریابد.
پیاژه رشد آدمی را کلیت واحدی میداند که در آن شناخت، عواطف و خواستهها و
اعمال فرد در ارتباط متقابل با یکدیگر تحول مییابند. به عبارت دیگر، او
معتقد است که محتوای شناخت آدمی مجموعهای از دریافتهای فکری، عاطفی،
اجتماعی و اخلاقی است. مثلا یک کودک شش ساله چنین میاندیشد:
«وجود پدر و مادر به این دلیل است که بچههای خود را دوست داشته باشند.» (دانش عاطفی)
«وجود دوستان برای این است که بتوان با آنها بازی کرد.» (دانش اجتماعی)
«باید دزدها و آدمهای بد را به زندان انداخت.» (دانش اخلاقی)